السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

551

تفسير الميزان ( فارسي )

منحرف كننده ، انحرافى شده است . و اين وجه خوبى است . بعضى « 1 » ديگر گفته‌اند : ضمير در « انكم » به مسلمان و كافر ، هر دو برمىگردد ، و در نتيجه منظور از قول مختلف قول مسلمين است كه مىگويند بعث و جزاء واقع شدنى است ، و قول كفار اين است كه مىگويند : واقع شدنى نيست . و شايد سياق آيه با اين وجه خيلى سازگار نباشد . و بعضى ديگر وجوهى ديگر ذكر كرده‌اند ، كه خيلى بى اساس است و فايده اى در نقل آنها نيست . * ( « قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ » ) * اصل كلمه « خرص » عبارت است از سخنى كه با گمان و تخمين و بدون علم زده شود ، و چون چنين سخنى در خطر اين هست كه دروغ در آن رخنه كرده باشد ، لذا كذاب دروغپرداز را هم « خراص » گفته‌اند . و اما اينكه منظور از خراصان چه كسانى هستند ، از هر احتمالى به ذهن نزديكتر اين احتمال است كه بگوييم مراد همان كسانى هستند كه بدون علم و بدون دليل علمى در باره بعث و جزاء داورى مىكردند ، و در آن از روى مظنه و تخمين شك و ترديد نموده ، منكر آن مىشدند . و جمله * ( « قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ » ) * نفرينى است بر آنان كه كشته شوند . و اين كنايه اى است از نوعى طرد و محروم كردن كسى از رستگارى . و آن مفسرى « 2 » هم كه كلمه « قتل » را به معناى « لعن » گرفته برگشت سخنش به همين معنا است . * ( « الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ ساهُونَ » ) * - كلمه « غمرة » به طورى كه راغب « 3 » مىگويد : آب بسيار زيادى است كه بستر خود را پوشانده باشد ، يعنى ته آب پيدا نباشد . و اين كلمه مثلى شده است براى جهاتى كه صاحبش را پوشانده باشد . و مراد از سهو - به طورى كه گفته‌اند « 4 » - مطلق غفلت است . و معناى آيه با در نظر داشتن اينكه در وصف خراصون است ، اين است كه : اين خراصان در جهالتى عميق قرار دارند ، آن چنان جهل بر آنان احاطه دارد كه از حقيقت آنچه به ايشان خبر مىدهند غافلند . * ( « يَسْئَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّينِ » ) * - ضمير جمع در جمله « يسالون - مىپرسند » به همان

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 6 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 153 . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « غمز » . ( 4 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 6 .